امید دارم توان یابم تا حرف دلی عمیق را به زبانی ساده و کوتاه برای آینده و هویت بخشی به انتخاب مسیر علمی آیندگانم، ترسیم کنم.

در این آشفته بازار که عده بسیار بسیار زیادی، مقیاس های شان مادی است و درک و منطق علمی بسیار ضعیف است (عموماً در دنیا و نه فقط ایران)، به نوعی جنون است حضور در مسیر علم فقط با عینک مادی... متأسفانه اولین سؤال این روزهای بهار پس از دفاع  که بسیار می شنوم از بنده این است که حالا حقوق تان قرار است چقدر باشد ! ... وای از مردمی که ارزش نگاه علمی را با حقوق اندک و زیاد مقایسه کنند. آیا این جنون نیست؟! این که سخت ترین راه برای پولدار شدن است!!! کسی را که برای نگاه محض مادی به دانشگاه بیاید عاقل نمی دانم! البته اگر به دانشگاهی درست و اساتیدی قوی (که بنده داشتم)  قدم نهد -حتی با عینک مادی - به طور خودبخودی قدرتمند شده (با هدایت دانشگاه)  و با حضور معنادار در دانشگاه، عینک مادی از چشم بر میدارد و عشق و دیوانگی ای زیبا (البته در نگاه مادی گرایان) پیدا می کند که با هیچ چیز قابل تعویض نیست. این نگاه را من «نگاه علمی» می نامم. نگاهی که می ارزد مهم ترین دارایی ات که زمان و عمر است  در پایش قربانی شود. آری ما عمرمان را قربانی می کنیم!
از دانشگاه و دانشگاهی بعید است که زمانش را با صرفاً مادیات مبادله کند. چون دانشگاهی نماد خِرد است  و اندیشه؛ و اندیشه از معنا برون می آید و نگاه مادی صرف، معنایی در این حوزه ندارد.
 اولین جلسه کلاس درسم در دانشگاه ها به ویژه دوره کارشناسی - طی چهار پنج سال اخیر - به این گذشته تا اثبات شود که راه علم عشق می خواهد و گرنه هیچ حاصل نمی شود حتی همان پول و مادیات. زحمات طاقت فرسای شبانه روزی برای تولید علم در لبه دانش دنیا، آنقدر عظیم است  که دیوانگی است با نگاهِ محضِ مادی و بدون عاشقی به سمتش رویم. چون کسب میلیارد در جاهایی دیگرِ حلال و نه حرام بسیار شدنی تر است بر اساس قانون احتمالات که ما تدریسش می کنیم  واز اساتیدی که برخی دیگر در بین ما نیستند -خدای بیامرزدشان دکتر نقندریان را - کسب کرده ایم.
آیا هرگز ما در دانشگاه و با کار علمی، خودمان میلیاردر می شویم؟ شفاف است که دنیا و کشور با کار علمی قوت گرفته و قدرتمندتر ظهور می کند.  اما در خصوص فردِ ما دانشگاهی ها، پاسخ سؤال هر چه که باشد ظریف ترین و مهم ترین نکته این است که هر چند از کسب حتی پول میلیاردی و مهم تر از آن ارزش های میلیاردی، ما در دانشگاه بدمان نمی آید ولی عاشقش نباید باشیم و نبوده ایم   و انشااله نخواهیم بود. ما عاشق تاباندن نور علم بر مسیر توسعه کشوریم و دنیا! جز این هر نگاهی که باشد نوعی غفلت و تضاد است بین اهداف و مسیر.

امیدوارم همیشه بتوانیم مسیرهای هم خوان و هم سو با هویت مسیر (اهداف مان) برگزینیم که در انتهای مسیر خشنودی را فریاد کنیم با این صدا:
«چقدر دلنشین بود این کار که مهم ترین دارایی ام -یعنی عمرم -را از این راه معنادار عبور دادم. آری این لحظات بازگشت پذیر نیست و لحظاتم  که مهمترین سرمایه ام بودند هرگز بازگشت پذیر نیست اما مشعوفم که چنان گذشت که گذشت. خدایا اینک خشنودم و قصد دارم زین پس با تو آرام شوم، در برابر  نور علمت  و عظمت تو  کار من ناچیز است اما هر آنچه توانستم لطف تو بود و آنچه می شد و نتوانستم ضعف من (بعد لحظه وداع با دنیا) ... به بزرگی ات از من بپذیر».

و من الله التوفیق
بنده ای که مفتخر است به لطف خدا  عمرش وقف قدم تحت نور علم و دانشگاه سپری خواهد شد

حمیدرضا ضرغامی
مفتخر به دانش آموختگی دکتری تخصصی یا PhD 😃 مهندسی صنایع - مدیریت سیستم و بهره وری دانشگاه علم و صنعت ایران در 22 دیماه1395

 

منتشرشده در کانال تلگرام خلاقیت؛ نوآوری؛ سیاست علم، فناوری و نوآوری

+ نوشته شده توسط دکتر حمیدرضا ضرغامی در یکشنبه سوم بهمن ۱۳۹۵ و ساعت 21:10 |